خواندن فکر شما از پشت مانیتور
به سایت زیر مراجعه کنید
خیلی جالبه حتما ببینید
www.fal.maghsad.com
واحد مشاوره مدرسه راهنمایی دخترانه شاهد عفاف
به سایت زیر مراجعه کنید
خیلی جالبه حتما ببینید
www.fal.maghsad.com
هر فردی موفقیتهای خویش را براساس یک مقیاس نسبی مورد سنجش قرار میدهد.
موفقیتهای
کوچک برخی اشخاص در نظر برخی دیگر ممکن است بزرگ جلوه کند. این کاملاً
بستگی به نوع تربیت، تحصیلات و شرایط موجود در زندگی شما دارد. تا زمانی
که به اهداف خود دست یافته و برای بهترین بودن، میکوشید، فردی موفق محسوب
میشوید، اصل مطلب این است. با این حال افرادی نیز وجود دارند که
نمیتوانند به سطح رضایتبخشی از موفقیت دست یابند. ضعفهای شخصیتی و یا
خصوصیات از پیش تعیین شده زندگی آنها موانع اصلی راه چنین انسانهایی به
شمار میرود. اگر در زندگی خود شرایط دشواری را تجربه کردهاید، نگاهی به
این صفات و موقعیتها بیندازید تا ببینید در حال آماده کردن خود برای
شکستهای بیشتر هستید یا خیر؟
۱:
تست هوش! و تجربه احساس باهوش بودن تست دیگری معرفی می شود، عدد مناسب چیست؟
دفتر مشاوره منتظر جوابهای شماست.
پاسخ بدید و جایزه بگیرید
دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام يک در دارند ولي هيچکدام پنجره ندارند. درهايشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاريک است. در يک اتاق سه چراغ برق به توانهاي 100، 150 و 200 وات و در اتاق ديگر سه کليد برق مثل هم وجود دارد.( لطفا به شکل زير نگاه کنيد)

ما نميدانيم کدام کليد کدام چراغ را روشن ميکند( مثلا نميدانيم آيا کليد وسطي مربوط است به چراغ وسطي يا به چراغهاي ديگر اما بطور قطع ميدانيم که هر کدام از کليد ها يکي از چراغها را روشن ميکند. همچنين ترتيب چراغها را هم نميدانيم ). شما معلوم کنيد که هر کليد مربوط به کدام چراغ است. براي اينکار و در شروع، شما بايد در اتاق کليدها باشيد و کار را از آنجا شروع کنيد. شما ميتوانيد هر چند مرتبه که بخواهيد کليدها را روشن و خاموش کنيد. اما شما تنها هستيد و نميتوانيد از کسي کمک بگيريد و هيچگونه وسيله اي هم خواه برقي خواه غير برقي بهمراه نداريد و مهمتر از همه اينکه شما حق نداريد بيش از يکبار وارد اتاق چراغها شويد و وقتيکه وارد شديد و بيرون آمديد، ديگر نميتوانيد مجددا وارد آن اتاق بشويد.
اين معما را بيل گيتس در سال 2002 طراحي کرد تا از بين 100 مهندس يکي را براي شرکتش انتخاب کند.
حال بفرماييد که هر کليد کدام چراغ را روشن مي کند؟
منتظر جوابهای شما هستیم - جوابهایتان را تحویل اتاق مشاوره بدهید
روش های کنترل اضطراب و استرس

اضطراب مشکل همهی انسانها در کارهای سخت، وحتی مشکل بسیاری از انسانهادرشرایط عادی زندگی است. اضطراب مشکل رایج بشر امروزی و عصرجدیداست.
اضطراب به خودی خود بد نیست و حتی وجود آن برای زندگی لازم است. انسان بدون اضطراب، انسان بیخیال و شاید بیتفاوت خواهدبود. اضطراب زمانی مشکل محسوب میشود که روند زندگی را با دشواری همراه سازد و در فعالیتهای انسان مانع ایجاد کند. اضطراب زیاد موجب کاهش عملکرد میشود و در این حالت باید با آن مقابله کرد.
نقل قولهایی از روانشناسان بزرگ
ویلیام جیمز (1842-1910)
آلبرت بندورا (1925-)
کارل راجرز (1902-1987)
و ۰۰۰
در ادامه مطلب

اگه تونستید بخونید به دفتر مشاوره اطلاع بدید

این تست بسیار هیجان انگیز تنها چند ثانیه طول میکشد. باور کردنی نیست، ولی کاملا صحت دارد. همین حالا آن را امتحان کنید:
1. در حالیکه مقابل مانیتورتان نشسته اید (یا هر جای دیگر مانند؛ صندلی، مبل...) پای راستتان را کمی بالا آورید و در جهت عقربه های ساعت بچرخانید.
2. در همین حال با دست راست شماره 6 را در هوا بنویسید.(از بالا به پایین) مسیر چرخش پای شما تغییر کرد نه ؟!! یعنی پای شما خلاف عقربه های ساعت شروع به چرخیدن کرد. درسته؟!!
هنوز دانشمندان علتی برای این عکس العمل مغز پیدا نکرده اند. در نتیجه هیچ کاری برای تغییر آن نمیتوان انجام داد. جالب بود نه؟!!.... شما میتوانید بارها و بارها این آزمایش را انجام دهید و بازهم همان نتیجه را مشاهده کنید !
تست شخصیت شما از روی سن

روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :
به ادامه مطلب توجه کنید
تست روانشناسی شخصیت جدید

به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید را جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:
به ادامه مطلب توجه کنید
هفت قانون یادگیری زبان!
|
| |
|
تست روانشناسی شخصیت از روی تصاویر
تصوير مورد علاقه خود را انتخاب كنيد . توجه داشته باشيد كه رنگ و شكل ، هر دو براي شما خوشايند باشند . سپس توضيح مربوط به هر شكل را بخوانيد و ببينيد چه شخصيتي داريد.


به ادامه مطلب توجه کنید
جدیدترین تست روانشناسی
۱- فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید,کدام قسمت ازصورت او هستید؟
الف : چین وچروک
ب : لکه
ج : خال زیبایی
د : کک ومک
ت :لبخند
به ادامه مطلب توجه کنید
آیا از این که در میان افراد غریبه حضور داشته باشید دچار دلهره می شوید؟ آیا از حضور در جمع می ترسید یا نگرانید که در مهمانی نام افراد را فراموش کنید و نتوانید به شکل مناسب با آن ها صحبت کنید؟ اگر از این موضوعات نگرانید , هوش اجتماعی تان می تواند به شما کمک کند. انسان موجودی اجتماعی است .

انسان در بین خانواده , دوستان , همسایه , همکاران و سایر گروه ها و تشکل های اجتماعی زندگی می کند و لازم است مهارت های لازم در بر قراری ارتباط با این گروه ها را کسب کند.هوش اجتماعی مهارت کنار آمدن با دیگران است.
تمام مهارت های بر قراری ارتباط با دیگران مانند خوب شنیدن و هنر گوش دادن به حرف های دیگران , مهارت های گفتگو و مذاکره , استفاده از حرکات و زبان رفتاری در بر قراری ارتباط , ظاهر و پوشش مناسب , مهارت حضور در فعالیت های اجتماعی , مهارت ابراز وجود و درخشیدن در جمع همه جزء هوش اجتماعی است.
اعتماد به نفس داشتن , دید وسیع نسبت به زندگی , اهداف روشن و واضح , علاقه ثابت به دیگران و احترام قائل شدن برای آن ها , توانایی خواندن فکر دیگران و استفاده از زبان رفتاری, قدرت تشخیص زمان مناسب برای شنیدن و گوش دادن و بر خورداری از طرز فکرمثبت از خصوصیات کلی هوش اجتماعی اند.
با پرورش قدرت هوش اجتماعی در خودتان قادر خواهید بود کسانی را که با آن آشنا می شوید درک و تحسین کنید , بفهمید چه چیزی به آن ها انگیزه می دهد نیاز های شخصی شان چیست؟ چه طور می توان به آن ها احساس آسایش داد؟ و چطور می توانید کاری کنید که از آشنایی با شما خوشحال باشند.
برای آگاهی بیشتر به کتاب قدرت هوش اجتماعی , نوشته تونی یوزان و ترجمه: دکتر سعید مینویی از انتشارات جیحون سری بزنید.
قانون شماره یک:
چه یک گیاه باشد، چه حیوان و چه انسان، اگر زنده باشد، با مهر و محبت شما شانس بیشتری برای پیشرفت و کامیابی دارد...
قانون شماره دو:
تنهایی کشنده است. لازم نیست حرف من را باور کنید، فقط کافی است آمار مرگ و میر کودکانی که در یتیم خانه هستند را با آنهایی که در خانه و با خانواده بزرگ می شوند مقایسه کنید. یا مرگ و میر سالمندان بیماری که در خانه پرستاری می شوند و آنهایی که در خانه سالمندان.

کسی که افسرده است به طور ناخواسته دیگران را از خود دور می کند. این افراد هر چیزی که می شنوند یا می بینند و به هر چه که فکر می کنند، هر چه که می گویند و هر کاری که انجام می دهند از فیلتر آن افسردگی رد می شود. هر زمان که اطلاعات از یک احساس منفی فیلتر شود، تحریف می گردد. می بینید که خیلی وقت ها که به آنها می گویید درمورد افسردگیشان حرف بزنند، بیشتر و بیشتر افسرده شان می کند. ممکن است عقب بکشند و برنجند.
کاری که شما می توانید بکنید تا دوباره به حالت طبیعی برگردند و از زندگی لذت ببرند چیست؟ پیشنهادات زیر شاید به نظر خیلی ساده برسند اما واقعاً موثرند.
· مدام به آنها سر بزنید.
· به چشمانشان نگاه کنید و بیشتر به آنها لبخند بزنید.
· دستانشان را در دست بگیرید و شانه شان را نوازش کنید.
· بیشتر به حرفهایشان گوش دهید.
· سرگرمشان کنید.
· به آنها بگویید که کدام کارهایشان شما را تحت تاثیر قرار داده است، به فکر انداخته تان، احساس بهتری به شما داده یا باعث شده روحیه تان بهتر شود.
· بلندشان کنید و به سمت خوشی بکشانیدشان. با آنها به پیاده روی، سینما، یک رستوران زیبا یا حتی باغ وحش بروید.
· اگر به خودشان تکان ندادند، اشکالی ندارد. از آنها بخواهید با شما کارت بازی کنند، شطرنج بازی کنند یا یک فیلم کمدی بگیرید و در کنارشان تماشا کنید. یادتان باشد نباید آنها را مجبور به کاری بکنید.
· از آنها بخواهید چیزهایی را لمس کنند. اشیائی با بافت ها و رنگ های مختلف بیاورید و از آنها نظرشان را بخواهید. یک غذای خوشمزه و خوش ظاهر برای آنها درست کنید. سعی کنید لذت های کوچک وارد لحظاتشان کنید.
· بلند به آنها بگویید که برایتان مهم هستند. بگویید که دلتان برایشان تنگ شده و دلتان می خواهد برگردند و دوباره با شما خوش بگذرانند. هر چیزی که درموردشان دوست دارید را به زبان بیاورید.
· کارهایی که فقط با دوستان صمیمی خود انجام می دهید با آنها تکرار کنید. مثلاً با آرنجتان به بازویشان بزنید یا آرام با یک دسته کاغذ لوله شده بزنید روی سرشان. باید سعی کنید رفاقت خود را به آنها نشان دهید.
· به جای اینکه بپرسید حالشان چطور است بپرسید دوست دارند برای خوش گذراندن امروز چه کاری کنند و در آن کار همراهیشان کنید. به آنها بگویید که کاملاً مشخص است که حالشان بهتر شده و بعد حالشن را بپرسید و واقعاً به جوابی که می دهند گوش کنید.
· اگر خجالت زده بودند یک داستان مشابه درمورد خودتان بگویید و پشت سر آن داستان های دیگری که از خجالت زدگی کسان دیگر شنیده اید را مثل لطیفه برایشان تعریف کنید. هیچ چیز بیشتر از دیدن احساس خجالت زدگی دیگران این درد را در انسان تخفیف نمی دهد.
· اگر افسرده هستند پس حتماً احساس ناامیدی می کند. این مشکل برایشان بدون راه حل به نظر می رسد. بعد ازاینکه برای کم کردن شدت افسردگیشان به آنها کمک کردید، اگر دوست داشتند درمورد آن صحبت کنند به آنها نشان دهید که چطور می توانند این مشکل را شکسته و به چند تکه تبدیلش کنند و بعد ببینند که کدام قسمت آن مهمتر است و سعی کنند راه حل های سالمی برای آن مشکل خاص پیدا کنند تا بتوانند مشکلات و دشواری ها را حل کنند نه تحمل.
چیز مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که اکثر کسانی که مرتکب خودکشی می شوند بین انجام دادن یا ندادن آن شک و تردید دارند. آنها در انتخاب بین درد زندگی کردن و درد مردن تردید دارند. اگر بتوانیم ارتباط آنها را با لذت های زندگی بیشتر کنیم و از طرف دیگر دردی که با خودکشی نصیبشان می شود را در نظرشان شدیدتر جلوه دهیم آنوقت نتیجه مثبت خواهیم گرفت.
قوانین را به یاد داشته باشید؛ این را هم بدانید که همیشه استثناهایی هم وجود دارند. دستورالعمل ها را فراموش نکنید و آنها را برحسب موقعیت خود تغییر دهید. شاید نتوانیم جلوی خودکشی را بگیریم، اما می توانیم برای جلوگیری کردن از خیلی از آنها کمک کنیم.
پس سهم خودتان را برای نجات دیگران انجام دهید.
"وقتی بدانید ارزشهایتان چیست، گرفتن تصمیمات مهم دیگر سخت نخواهد بود." – روی دیزنی
آیا شده تا به حال با کسی در ماشین باشید و این سوال پیش بیاید که،
"دوست داری چه بخوریم؟"
"نمی دانم، تو چی دوست داری؟"...
"منم نمی دانم، هر چی باشه خوبه."
"ساندویچ خوبه؟"
"نه الان حال برگر خوردن ندارم."
"هیچوقت نشده تا به حال تصمیم درستی بگیرم که کسی از آن خبردار شده باشد." – چارلی جونز
تصمیم گیری سریع در همه جنبه های زندگی اهمیت بسیار زیادی دارد. هر تصمیمی که می گیرید یک نتیجه به دنبال خواهد داشت. برای بعضی ها این فرایند تصمیم گیری بسیار سریع و بدون مشکل است. برای بعضی دیگر حتی اینکه صبح که می خواهند سر کار بروند چه بپوشند هم یک پروژه بسیار طولانی و خسته کننده می شود.

چرا تصمیم گرفتن سخت است
اگر پشت هر تصمیم گیری یک قدرت اعجاب آور باشد و تصمیماتی که می گیرید زندگی شما را شکل دهد، پس چرا تصمیم گرفتن اینقدر سخت است؟ یک متخصص این توضیح را ارائه می کند: "بعضی چیزهای دنیای مدرن—مثل گوشی موبایل و ایمیل—برای رشد رهبران سالم نیست. قبل از اینکه گوشی موبایل اختراع شود، اگر رئیس حضور نداشت، مسولیت با مقام بعد از او بود. این تصمیم یا درست بود یا غلط اما باید مسئولیت را قبول می کردید. با همین کارها بود که آموزش می دیدید و رشد می کردید. الان دیگر خیلی راحت زنگ می زنند و از رئیس می پرسند که چه بکنند. رئیس های کارکشه و قدیمی تر معمولاً به کارمندانشان می گویند فقط وقتی به آنها زنگ بزنند که دیگر کار از کار گذشته است نه قبل از آن."
باید بگویم من هم با عقیده این متخصص موافقم. مسئولیت تصمیم گیری باید روی تصمیم گیرنده باشد. اگر تصمیم گیرنده محکمی نباشید، بهترین کاری که برای بهتر شدن و تقویت خود می توانید بکنید این است که شروع به گرفتن تصمیمات مربوط به خود کنید. البته گفتن این خیلی ساده تر از عمل کردن به آن است. عوامل زیادی از تصمیم گیری افراد جلوگیری می کند که در زیر به آنها اشاره می کنیم.
ترس از شکست – یکی از دلایلی که چرا فرایند تصمیم گیری برای بعضی افراد اینقدر دشوار شده است به خاطر عواقب و نتایج سخت آن تصمیم می باشد. فرد نمی خواهد با نتیجه آن تصمیم روبه رو شود.
ترس از مسئولیت – بعضی ها نمی خواهند اگر تصمیمشان اشتباه باشد مسئولیت آنچه اتفاق می افتد را گردن بگیرند.
فقدان تجربه – وقتی در کودکی نتوانسته باشید برای خود تصمیمات بزرگ یا حتی کوچک بگیرید، توانایی تصمیم گیری در بزرگسالی را هم نخواهید داشت.
انتخاب های زیاد – داشتن انتخاب های خوب زیاد فرایند تصمیم گیری را دشوار می کند.
محاسبات در مقابل احساسات
بیشتر مردم فکر می کنند که همه تصمیمات باید برحسب آنچه احساس می کنند گرفته شود. زمان هایی هست که تصمیم گیری براساس احساسات درست ترین روش بود. تصمیم گیری براین اساس فوایدی دارد. یکی از مزیت های آن سرعت عمل است. از روی احساس تصمیم گرفتن نیاز به هیچ حساب کتابی ندارد.
چند وقت پیش در یک جلسه آموزشی سمینار بودم که در آن پیتزا سرو می شد. وقتی همه به صف شدند و تکه های پیتزایمان را برداشتیم من متوجه دو دسته متفاوت از افراد شدم. بعضی ها به سمت جعبه های پیتزایی می رفتند که روی پیتزا مطابق میل و ذائقه شان بود. یک نگاه سریع می انداختند و بعد تکه ای که نزدیکتر به آنها بود را بر می داشتند. بعضی های دیگر به دقت به تکه های پیتزا نگاه می کردند و در ذهنشان حساب کتاب می کردند که کدام تکه کوچکتر است و آن تکه کوچکتر را برمی داشتند.
بااینکه برای آنهایی که در صف پشت آنها قرار داشتند اینکار کمی خسته کننده بود اما مشخص بود که تصمیم گیری آنها فقط از طریق شهود نیست. احتمالاً محتوی چربی، سدیم یا کربوهیدرات های هر پیتزا بر تصمیم آنها اثر داشته و باعث شده که به سمت پیتزاهای بزرگتر نروند. در برخی موارد، آن تصمیماتی که براساس حساب کتاب باشد تصمیمات بهتری هستند.
از طرف دیگر اگر همه تصمیم گیری ها براساس حساب کتاب باشد درست به اندازه تصمیمات صرفاً احساسی بد خواهد بود. اگر بخواهید شغلی را که 4 سال آینده تان را می خواهید با آن بگذرانید را انتخاب کنید، ممکن است همه عوامل به نظرتان بسیار مهم برسند. شما باید تصمیم بگیرید که یک متخصص مالی شوید یا به کلاس آشپزی بروید. ممکن است برآورد کنید که می توانید براساس مهارت های کنونیتان، طول مدت آموزش، و درآمد شروع یک متخصص مالی تا یک متخصص آشپزی، یک متخصص مالی شوید.
ممکن است نتیجه گیری کنید که بهترین تصمیم براساس محاسباتتان این است که تخصص مالی را پیش بگیرید. بعد ممکن است با خودتان بگویید، "صبر کن، من اصلاً دوست ندارم یک متخصص مالی شوم." بااینکه محاسباتتان شما را به یک سمت می کشاند اما علایقتان به سمت نقطه مخالف آن هدایتتان می کند.
بهترین راه برای شروع گرفتن تصمیمی که می خواهید با آن زندگی کنید این است که چند سوال مهم از خودتان بپرسید.
- آیا همه اطلاعات لازم برای گرفتن یک تصمیم درست را دارم؟
- چه انتخاب هایی پیش روی من است؟
- اگر تصمیم نادرست بگیرم چه می شود؟
- اگر تصمیمی که می گیرم نادرست باشد چه احساسی خواهم داشت؟
- آیا تابه حال لازم بوده در گذشته تصمیم مشابهی بگیرم؟ اگر اینطور است، نتیجه آن چه بوده؟
- ادراک و شهود من در این باره چه میگوید؟
گرفتن تصمیم
کسانیکه قادرند سریع تصمیمات درست بگیرند در همه مراحل زندگیشان با ارزش تلقی می شوند. در بیزنس کسانیکه می توانند تصمیمات درست بگیرند رهبران بهتر و تواناتری به شمار می روند. در فوتبال بازیکنان خط حمله مهمترین موقعیت را دارند چون تصمیم گیری نهایی با آنها است. حتی در خانه خودتان هم می بینید که کسی که اکثر تصمیمات را می گیرد کسی است که امور خانه را برعهده می گیرد. داشتن مهارت تصمیم گیری صحیح ارزش بسیار بالایی در زندگی دارد.
"... وقتی باید تصمیم سریعی بگیرید و می دانید که این احتمال وجود دارد که این تصمیم اشتباه باشد، بدترین کاری که می توانید بکنید این است که بنشینید آنجا و بترسید و امیدوار باشید." -- استیون ییتس
ارزشهای خود را بشناسید – وقتی چیزهایی که برایتان ارزشمند هستند را بشناسید، تصمیماتتان ساده تر خواهند شد. اگر به خانواده تان بیشتر از پول ارزش می گذارید آنوقت تصمیم اینکه کاری انتخاب نکنید که زمان استراحتتان کنار خانواده را نگیرد بسیار ساده تر به ذهنتان خواهد رسید. رمز کار اینجا این است که درمورد چیزهایی که برایتان ارزشمند است با خودتان صادق باشید. روی دیزنی، برادر والت دیزنی که در سالهای اخیر امور مالی دیزنی را اداره می کرد، می گوید، "وقتی بدانید ارزشهایتان چیست، تصمیم گرفتن دیگر سخت نخواهد بود."
اطلاعات – تا می توانید سریع درمورد مسئله موردنظر اطلاعات جمع کنید. ممکن است بخواهید از کسی اطلاعات بگیرید اما وقتی تصمیمی آینده شما را تعیین می کند فقط روی توصیه های آنها تکیه نکنید. درعوض برای گرفتن تصمیمتان از اطلاعات آنها استفاده کنید.
آرام باشید – حفظ آرامش و خونسردی یکی از بهترین چیزهایی است که می توانید در تصمیم گیری های مهم داشته باشید. تصمیم گرفتن در آرامش مطمئناً خیلی بهتر خواهد بود چون قادر خواهید بود همه اطلاعات لازم را به خوبی بررسی کرده و احساسات گمراه کننده و نامربوط را از خودتان دور کنید.
"بعضی وقت ها مهم نیست از کدام طرف حصار پایین می پرید. مهم همان پایین پریدن است! بدون تصمیم گیری قادر به پیشرفت نخواهید بود." – جیم ران
شجاعت می خواهد – تصمیم گیری سریع شجاعت می خواهد. اینکه بتوانید سریع فکر کنید و با نشانه های احتمالی یک تصمیم گیری نادرست کنار بیایید نیازمند شجاعت است. با گرفتن سریع تصمیمات کوچک از روی غریزه شروع کنید و بعد نتیجه را بررسی کنید. با یاد گرفتن اینکه برای هر موقعیت کوچکی که در آن هستید تصمیم بگیرید و بعد بررسی نتیجه آن قدم اول را بردارید.
نتیجه دلخواهتان را بشناسید – مهمترین دلیل برای گرفتن یک تصمیم در قدم اول این است که نیاز به یک نتیجه خاص است. مشکلی که معمولاً طی فرایند تصمیم گیری اتفاق می افتد این است که نتیجه دلخواه به طور کامل واضح نیست. باید بدانید که می خواهید تصمیمتان به چه نتیجه ای منتهی شود.
یاد بگیرید با تصمیماتتان زندگی کنید – باید یاد بگیرید که تصمیمات بد را پشت سر بگذارید. وقتی تصمیمتان نتیجه ای که می خواهید را در بر داشت جشن بگیرید و از تصمیمات بدتان هم درس بگیرید. خیلی وقتتان را صرف تصمیمات بدتان نکنید و سعی کنید آنها را از فکرتان بیرون بیندازید و بعد به عقب برگردید و ببینید چطور می توانید تصمیم را مدیریت کنید که بهترین نتیجه را به دنبال داشته باشد.
استیو ییتس در مجله شانس گفته است، "تاجران موفق وقت زیادی را صرف اندوه خوردن برای تصمیمات گذشته نمی کنند. اگر تصمیمی اشتباه از آب درآمد از آن سریع می گذرند. پس وقتی قرار است تصمیمی را سریع بگیرید و میدانید این امکان وجود دارد که اشتباه از آب دربیاید، بدترین کاری که می توانید بکنید این است که بنشینید همانجا و بترسید و امیدوار باشید. باید محکم باشید، جلو بروید و انجامش دهید."
گرفتن تصمیمات مهم در زمان کم نیاز به قدرت و کنترل بیشتر در زندگیتان دارد. همچنین به این معناست که این فرصت را خواهید داشت که اطمینان دیگران را جلب کنید. اینکه بتوانید تصمیمات مهم بگیرید زندگی و کارتان را بهتر خواهد کرد. تصمیم گیری مهارتی است که برای موثر بودن در زندگی باید یاد بگیرید و وقتی دینامیک های تصمیم گیری را یاد بگیرید و چیزهایی که یاد گرفته اید را در زندگیتان پیاده کنید درست در مسیر موفقیت افتاده اید.
مدیریت کلاس درس یکی از بزرگترین ترس های معلمین تازه کار است. اما مدیریت کلاس مهارتی است که نه تنها اکتسابی و یادگرفتنی است بلکه باید هر روز تمرین شود. در زیر 10 نکته درمورد مدیریت موفق کلاس درس عنوان می کنیم. این نکات می تواند به شما برای برقراری نظم در کلاس کمک زیادی کند. 
1. گذشت زمان همه چیز را راحت تر می کند.
خیلی از معلم ها مرتکب این اشتباه می شوند که سال تحصیلی را با نظم و مدیریت ضعیف آغاز می کنند. دانش آموزان خیلی سریع موقعیت در هر کلاس را ارزیابی می کنند و می فهمند که در هر کلاس تا چه حد می توانند پیش بروند. وقتی اول کار اجازه بدهید که در کارتان اخلال ایجاد کنند دیگر به کار بردن تکنیک های مدیریتی دشوار خواهد شد. اما با جلو رفتن سال تحصیلی همه چیز آسانتر می گردد. فقط این جمله یادتان باشد که، "تا رسیدن عید لبخند نزنید."
تربیت فرزند و غیرت انسانی و الهی
ضرورت مهار نفس با عقل و شرع
موضوع این مباحث تربیت در بعد اخلاقی، به معنای روش رفتاری و گفتاری دادن بود. در گذشته بیان شد که در بین محیط هایی که انسان از آنها روش می گیرد، اولین محیط، «محیط خانوادگی» است. به طور غالب آنجایی که انسان در این جهان مادیت چشم می گشاید و در آن بستر رشد می کند، محیط خانواده است؛ خصوصا که این محیط با محبت آمیخته است. در خانواده رابطه تنگاتنگ همراه با محبت وجود دارد و این نوع رابطه، روی انسان نقش سازندگی دارد؛ اعم از اینکه نقش تخریبی داشته باشد و اثرش فساد باشد یا اثر صلاح داشته باشد. در گفتار امروز، استاد پیرامون سریع الحصول بودن افساد و بطئی الحصول بودن اصلاح و ضرورت تربیت قوا و استعدادهای انسانی سخن گفته است که با هم آن را از نظر می گذرانیم.
انسان معمولا در محیط هایی که ساخته می شود، اولین محیط، محیط خانوادگی است، بعد محیط آموزشی، بعد محیط شغلی، بعد محیط رفاقتی و بعد هم محیط پنجم یعنی فضای کلی جامعه است که در تربیت او نقش دارد. جو پنجم حتی بر دیگر فضاها نیز غالب و حاکم است. من نمی توانم در بحث تربیت، آنچه مربوط به محیط آموزشی است را در خلال بحث خانواده که مربوط به بچه در دامن پدر و مادر است بیاورم. ابتدا آنچه مربوط به محیط خانوادگی است را بحث می کنیم و بعد به سراغ محیط دوم که محیط آموزشی است می رویم که بچه در آن بزرگ می شود و او را به مدرسه می فرستند؛ بعد هم محیط های بالاتر را بحث می کنیم. هر محیطی برای خودش یک سنخ مسائل خاصی دارد و باید آن را از نظر تربیتی جداگانه بررسی کرد.